محمد بن محمود دهدار شيرازى

63

رسائل دهدار ( فارسى )

منزل است . پس بدين سبب وقت رفتن بيشتر از جاهلان عذاب خواهند كشيد ؛ چنانچه در حديث وارد است كه : « ان اشد الناس عذابا يوم القيمة عالم « 1 » لم ينفعه اللّه بعلمه » « 2 » . و اما آنان كه اهل عشق و حالند دست بر دامنى مىزنند و به رياضت خلاصى مىجويند تا هر يك به آنچه اقتضاى قابليت ايشان است مىرسند و اكثر اين جماعت به كشف و كرامات و امثال اين نعم مشغوف مىمانند و از معرفت ، محجوب و محروم . اما آن كسان كه در خدمت استاد بر سر اين راه مىآيند ، از هر دو طايفه ، يكى را به علم اليقين و ديگرى را به عين اليقين راه مىافتد و گاه هست كه صاحب علم اليقين به عين اليقين مىرسد و صاحب عين اليقين به حق اليقين . و توضيح اين مقال چنان است كه نردبان اين راه را چهار پايه است : اوّل ، علم اليقين ؛ دوّم ، عين اليقين ؛ سوّم ، حق اليقين ؛ چهارم ، حقيقة حق اليقين . و اين چهار پايه « 3 » را به اين چهار نام نيز مىخوانند : تصوّر ، توصف « 4 » تخلّق و تحقّق . و هر يك از اين پايه [ هاى ] چهارگانه جمعى را مقام است به حسب استعداد ذاتى خود . و ابتلاى ايشان چنين است كه در هر پايه از علم يا عين كه سالك بنياد سير كرد ، نظر به حال خود مىكند كه رخنه [ اى كه ] از آنجا به اين منزل درآمده است كدام است و به راهنمونى استاد مشفق مىبيند كه آن رخنه نطفه است كه از صلب پدر به رحم مادر رفته و علقه و مضغه شده و مرتبهء جمادى طى كرده ، به نباتى آمده و به وساطت حرارت و رطوبت نموّ يافته و در ماه چهارم روح حيوانى كه آن را در انسان به واسطهء لطيفيت نفس بشرى « 5 » نيز خوانند ، بر او فايض شده و به عالم حيوان كه آخر عوالم كمالات طبيعى است در آمده كه « وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ » « 6 » . و بعد از اتمام از شكم مادر به اين منزل درآمده و تربيت به غذا يافته تا به مرتبهء كمال احساس و اوّل ظهور نور عقل رسيده و انسان شده . پس در حال كه خود را دانست كه انسان است كه از راه نطفه آمده و مراتب سه‌گانه طى كرده ، به عالم انسان رسيده ، حواس و قوايى را

--> ( 1 ) . مج « عالم » را ندارد . ( 2 ) . شرح شهاب الاخبار ، ص 371 . منية المريد ، ص 135 . المحجّة البيضاء ، ج 1 ، ص 125 . ( 3 ) . مج : چهار باديه . ( 4 ) . مج : توصيف . ( 5 ) . اساس : الطفيت نفس شورى . ( 6 ) . عنكبوت ، 65 .